با درگذشت حسن حبیبی، فوتبال ایران یکی دیگر از تاریخسازان خود را از دست داد. مردی که احترامش نه فقط به خاطر افتخارات دوران بازیگری، بلکه محصول سالها حضور و خدمت به فوتبال ایران بود.
به گزارش مشرق، فوتبال ایران در فاصلهای کوتاه دو چهره از نسلهای متفاوت اما تأثیرگذار خود را از دست داد. پس از درگذشت حمید علیدوستی، خبر درگذشت حسن حبیبی، کاپیتان پیشین تیم ملی و نخستین سرمربی تیم ملی ایران پس از انقلاب، بار دیگر جامعه فوتبال را در سوگ فرو برد.
حبیبی از آن دسته فوتبالیستهایی بود که اهمیت کارنامهشان تنها به دوران حضور در زمین محدود نمیشود. او هم در یکی از پرافتخارترین نسلهای تاریخ فوتبال ایران بازی کرد، هم بازوبند کاپیتانی تیم قهرمان آسیا را بر بازو بست و هم در دوران مربیگری، در شکلگیری و پرورش چند نسل از بازیکنان فوتبال ایران نقش داشت.
او دوشنبه شب ۱۱ آبان ۱۴۰۵، پس از چند سال بیماری، در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت. حسن حبیبی هنگام مرگ ۸۶ سال داشت.
از کرمان تا فوتبال تهران؛ آغاز راه یک مدافع
حسن حبیبی در ۱۸ بهمن ۱۳۱۸ در کرمان متولد شد. او در سالهای کودکی همراه خانواده به تهران آمد و در محله چهارصد دستگاه بزرگ شد؛ محلهای که در آن سالها یکی از محیطهای پرجنبوجوش فوتبال در پایتخت به شمار میرفت.
علاقه به فوتبال خیلی زود او را به زمینهای خاکی و سپس باشگاههای تهرانی کشاند. حبیبی فوتبال حرفهای خود را در شاهین آغاز کرد؛ باشگاهی که در آن زمان یکی از مهمترین مراکز پرورش استعدادهای فوتبال ایران بود.
او بازیکنی در پست دفاع بود. فوتبالیستی که به نظم، قدرت رهبری و درک تاکتیکی شهرت داشت. حبیبی برخلاف مهاجمان که با گلهایشان در خاطرهها میمانند، با توانایی سازماندهی خط دفاع و رهبری تیم شناخته میشد.
پس از بازی در شاهین، به تاج تهران (استقلال) پیوست و در ادامه راهی پاس تهران شد. بخش مهمی از دوران حرفهای او در پاس سپری شد؛ باشگاهی که بعدها در زندگی ورزشیاش، این بار در مقام مربی، نقشی تعیینکننده پیدا کرد.
المپیک توکیو؛ حضور در یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ فوتبال ایران
یکی از مهمترین اتفاقات دوران بازیگری حبیبی، حضور در ترکیب تیم ملی ایران در بازیهای المپیک ۱۹۶۴ توکیو بود.
حضور در المپیک برای فوتبال ایران در آن دوره دستاوردی بزرگ محسوب میشد. حبیبی در آن رقابتها یکی از بازیکنان خط دفاع تیم ملی بود و تجربه حضور در بالاترین سطح رقابتهای بینالمللی را به دست آورد.
این تجربه بعدها در شکلگیری شخصیت مربیگری او نیز اهمیت پیدا کرد چرا که حبیبی از معدود چهرههایی بود که هم تجربه بازی در رقابتهای مهم بینالمللی را داشت و هم سالها بعد هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت.
او همچنین همراه تیم ملی ایران در بازیهای آسیایی ۱۹۶۶ بانکوک به مدال نقره رسید.
۱۹۶۸؛ کاپیتان تیمی که برای نخستین بار قهرمان آسیا شد
بدون تردید، مهمترین فصل دوران بازیگری حسن حبیبی به سال ۱۹۶۸ و نخستین قهرمانی تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا بازمیگردد.
این رقابتها در تهران برگزار شد و تیم ملی ایران با هدایت حشمت مهاجرانی و با حضور ستارگانی چون همایون بهزادی، علی پروین، پرویز قلیچخانی و دیگر بازیکنان بزرگ آن نسل، به قهرمانی رسید.
حسن حبیبی در آن مسابقات بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر بازو داشت. او یکی از رهبران تیمی بود که با پیروزی در دیدار نهایی، برای نخستین بار جام قهرمانی آسیا را به فوتبال ایران هدیه کرد.
این قهرمانی نقطه عطفی در تاریخ فوتبال ایران بود. موفقیتی که بعدها با قهرمانیهای سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ تکرار شد و ایران را به قدرت نخست فوتبال آسیا تبدیل کرد.
برای حبیبی، قهرمانی ۱۹۶۸ فقط یک افتخار ورزشی نبود. او به عنوان کاپیتان، نام خود را در تاریخ نخستین قهرمانی آسیایی ایران ثبت کرد.
خداحافظی از تیم ملی در حضور یک اسطوره فوتبال انگلیس
یکی از اتفاقات جالب و کمتر شناخته شده دوران ورزشی حسن حبیبی، مراسم خداحافظی او از فوتبال ملی بود.
حبیبی در ۱۸ بهمن ۱۳۴۹، در ورزشگاه امجدیه تهران، در دیداری که با حضور سر استنلی متیوز، اسطوره فوتبال انگلیس برگزار شد، برای همیشه از بازی در تیم ملی خداحافظی کرد.
متیوز از بزرگترین چهرههای تاریخ فوتبال انگلستان و نخستین برنده توپ طلای اروپا بود. حضور او در مراسم خداحافظی یک بازیکن ایرانی، به اهمیت جایگاه حبیبی در فوتبال آن دوران اشاره داشت.
حبیبی پس از این خداحافظی، به تدریج تمرکز خود را بر مربیگری گذاشت که در آن به یکی از چهرههای مهم فوتبال ایران تبدیل شد.
دوران مربیگری؛ از قهرمانی با پاس تا هدایت تیم ملی
اگر دوران بازیگری حسن حبیبی با کاپیتانی و قهرمانی آسیا شناخته میشود، دوران مربیگری او نیز از نظر تأثیرگذاری بر فوتبال ایران اهمیت زیادی دارد.
حبیبی پس از خداحافظی از فوتبال ملی، به مربیگری روی آورد و در ابتدای دهه ۱۳۵۰ هدایت پاس تهران را بر عهده گرفت. او در پاس تنها یک مربی نبود. او سالها در همین باشگاه حضور داشت و ساختار و فرهنگ آن را به خوبی میشناخت.
با هدایت او، پاس به یکی از قدرتهای اصلی فوتبال ایران تبدیل شد و دو بار قهرمانی جام تخت جمشید را به دست آورد. این موفقیت، جایگاه حبیبی را به عنوان یکی از مربیان برجسته فوتبال ایران تثبیت کرد.
او در پاس نسلی از بازیکنان را پرورش داد که بعدها در فوتبال ملی و باشگاهی ایران نقشآفرین شدند. نظم، انضباط تاکتیکی و توجه به اصول دفاعی از ویژگیهای مهم روش مربیگری او بود.
حبیبی در سال ۱۳۵۸ هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت. مسئولیتی دشوار در شرایطی که فوتبال ایران با تغییرات گسترده مدیریتی و اجتماعی روبهرو بود و بسیاری از ساختارهای ورزشی کشور در حال بازسازی بودند.
حبیبی توانست تیم ملی را به رقابتهای فوتبال المپیک ۱۹۸۰ مسکو برساند اما ایران به دلیل تحریم سیاسی المپیک مسکو، در اعتراض به حمله شوروی به افغانستان، از حضور در مرحله نهایی این مسابقات انصراف داد.
به این ترتیب، تیمی که با هدایت حبیبی جواز حضور در المپیک را به دست آورده بود، فرصت بازی در این رقابتها را پیدا نکرد.
با این حال، کارنامه او در تیم ملی به همین موضوع محدود نماند.
جام ملتهای آسیا ۱۹۸۰؛ بازگشت ایران به جمع قدرتهای قاره
حبیبی در جام ملتهای آسیا ۱۹۸۰ کویت هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشت.
این مسابقات در شرایطی برگزار شد که فوتبال ایران پس از انقلاب و در آستانه جنگ ایران و عراق، دورهای دشوار را تجربه میکرد.
تیم ملی با وجود تمام مشکلات توانست به مقام سوم آسیا برسد. ایران در مرحله نیمهنهایی برابر کویت شکست خورد و در دیدار ردهبندی با پیروزی مقابل کره شمالی، جایگاه سوم را به دست آورد.
حبیبی سالها بعد در مصاحبهای به خبرورزشی گفت که اعتقاد داشته تیمش حتی شانس قهرمانی در آن مسابقات را داشت. او درباره حمله عراق به ایران و شرایط آن مسابقات گفته بود: «اگر آن اتفاقات عجیب در جام ملتهای ۱۹۸۰ کویت رقم نمیخورد و صدام و عراقیها به ایران حمله نمیکردند، میتوانستم قهرمانی را با تیم ملی به عنوان سرمربی جشن بگیرم.»
آرارات؛ پروژهای که به علاقه شخصی تبدیل شد
او سالها هدایت آرارات را بر عهده داشت و در شکلگیری هویت فوتبالی این تیم نقش مهمی ایفا کرد. آرارات در آن سالها به تیمی قابل احترام در فوتبال تهران تبدیل شد و حبیبی یکی از عوامل اصلی این پیشرفت بود.
او همچنین سابقه مربیگری در برق شیراز و استقلال اهواز را داشت اما شاید مهمترین خدمت او به فوتبال ایران، فعالیت در ردههای پایه و تیم ملی امید بود که فرصت کار با بازیکنانی را پیدا کرد که بعدها به ستارههای فوتبال ایران تبدیل شدند.
معمار نسل طلایی فوتبال ایران؛ از خداداد عزیزی تا کریم باقری
شاید یکی از مهمترین میراثهای حسن حبیبی، نقشی باشد که در پرورش و هدایت بازیکنان نسل بعد از انقلاب ایفا کرد. او در دهه ۱۳۷۰ هدایت تیم ملی امید ایران را بر عهده گرفت و در دورههای انتخابی المپیک ۱۹۹۲ و ۱۹۹۶ با بازیکنان جوان فوتبال ایران کار کرد.
در میان بازیکنانی که در مقاطعی زیر نظر او فعالیت کردند، نامهای بزرگی دیده میشود از جمله خداداد عزیزی، کریم باقری، مهدی مهدویکیا، یحیی گلمحمدی، مهرداد میناوند، مهدی پاشازاده. البته باید توجه داشت که همه این بازیکنان در یک دوره و به یک شکل شاگرد حبیبی نبودند. اهمیت نقش او در فراهم کردن زمینه حضور و رشد بخشی از استعدادهای فوتبال ایران در تیمهای ملی ردههای سنی بود.
او درباره نقش خود در پیشرفت این بازیکنان با فروتنی گفته بود: «یک مقدار زیر دست من کار کرده بودند که من آن موقع مربی تیم ملی شدم. آنها یک مقداری خودشان جلو رفته بودند و یک مقدار هم در تیم ملی جلو رفتند.»
شاگردان حسن حبیبی از او با عنوان «عالیجناب» یاد میکردند. لقبی که بیشتر از آنکه به افتخارات دوران بازیگریاش مربوط باشد، بازتاب جایگاه و احترام او در میان بازیکنان و مربیان فوتبال ایران بود.
او از نسلی میآمد که فوتبال را در زمینهای خاکی و با امکانات محدود آغاز کرده بودند. برادر کوچکترش، گودرز حبیبی نیز از فوتبالیستهای شناخته شده ایران و بازیکن سابق استقلال بود.
حسن حبیبی شخصیتی صریح داشت و در سالهای پایانی زندگی، کمتر در فوتبال فعال بود. با این حال، همچنان اتفاقات فوتبال ایران را دنبال میکرد و درباره وضعیت مدیریتی و فنی آن اظهارنظر میکرد.
یکی از ویژگیهای برجسته او، حساسیت نسبت به نظم، دانش مربیگری و جایگاه پیشکسوتان بود. حبیبی اعتقاد داشت فوتبال تنها با هزینه کردن و خرید بازیکن پیشرفت نمیکند و تربیت مربی و توجه به ساختارهای حرفهای اهمیت بیشتری دارد.
حبیبی در سالهای پایانی عمرش به دلیل مشکلات جسمانی و بیماری، حضور کمتری در محافل فوتبالی داشت. او توضیح داده بود که پزشکان به او توصیه کردهاند بیشتر استراحت کند و از هیاهو و فشارهای عصبی فاصله بگیرد.